در ایام پیش از انتخابات ریاست جمهوری نقل و قول ها و نقطه نظرات مختلفی از سوی سیاسیون مطرح می شد و از آنجایی که برخی از این اظهار نظرها شکل تخریبی داشت در آن زمان از این جدال رسانه ای به بداخلاقی سیاسی یاد کردند . در فضای فوتبال نیز شاهد رفتارهایی هستیم که می توان به آن بداخلاقی ورزشی و یا فوتبالی گفت . متاسفانه در جامعه سینمایی نیز تا حدودی با این مسئله روبرو شده ایم و هر از چند گاهی با اظهار نظر ها و یادداشت هایی روبرو می شویم که افراد را در مقابل هم قرار می دهد و تخریب کننده است . این مقدمه از آن جهت اشاره شد که همیشه تئاتر را نقطه اوج فرهنگ می دانستیم و اهالی تئاتر را از جمله پیشگامان فرهنگی جامعه ، ولی چه شده است که این به اصطلاح بد اخلاقی ها در فضای تئاتر هم ریشه دوانده است؟ رفتاری که می توان به آن بداخلاقی فرهنگی گفت. پرسش اینجاست که منشاء این گونه مسائل و بداخلاقی ها کجاست ؟ چرا هر چند گاهی با مسائل و اظهار نظرهایی – حتی خارج از فضای رسانه ای - برخورد می کنیم که الزاما نمی توان به آن نقد سازنده و یا کلامی از روی دلسوزی گفت؟ در تئاتر نه قدرت به شکل سیاسی وجود دارد و نه پول و شهرت همانند فوتبال و سینما ، پس راز اینگونه بداخلاقی ها کجاست؟ هرچه فکر کردم تنها یک پاسخ یافتم. باید اقرار کرد که در فضای کنونی تئاتر ما ، جا برای همه نیست و نمی توان ادعا کرد که هر کسی جای خود را دارد و جای دیگری را تنگ نمی کند. کافی است نگاهی به تعداد سالن های تئاتر و نمایش هایی که سالانه در آنجا اجرا می شود داشته باشیم و آن را قیاس کنیم با تعداد هنرمندان ، فارغ التحصیلان و فعالان هنر تئاتر در کشورمان خصوصا در تهران. آیا به راستی جا برای همه هست؟ آیا هر هنرمندی – حتی در فضای جشنواره ای - این فرصت را دارد تا به بروز استعداد و خلاقیتش بپردازد و آن را در معرض دید عموم قرار دهد تا قضاوت کنند؟ مسلما خیر . مشکل زمانی بیشتر می شود که امکانات موجود نیز به هیچ عنوان عادلانه و قاعده مند تقسیم نمی شود. در تمام سال های اخیر آئین نامه و شیوه نامه های مختلفی منتشر شده است که اکثر آنها به مرحله اجرا هم نرسیده است و نتیجه اکثر آنها حضور گروهی اندک بوده است. به عنوان مثال فراخوان منتشر شده در سال 85 را به خاطر بیاوریم . فراخوانی که قرار بود طی آن برای نیم سال دوم سال 85 نمایش هایی برای سالن های نمایشی از جمله تئاترشهر انتخاب شود ، فراخوانی که الویت هایی نیز داشت. نتیجه آن چه بود؟ وقتی ادعا ها و اظهار نظر مدیران و مسئولان با آنچه انجام می شود همخوان نباشد ، وقتی امکانات اندک به صورت نظام مند و با قاعده تقسیم نشود ، وقتی هنرمند درجه بندی شود و... مسلما است که عده ای همیشه بیرون دایره قرار می گیرند و متاسفانه گروهی که اکثرا بیرون دایره هستند مدام تکرار می شوند. این چنین فضایی چه نتیجه دارد؟ نتیجه آن رو در رویی هنرمند با هنرمند است . وقتی برای عده ای همیشه سالن های نمایشی تا پایان سال پر است، هیچگاه جایی برایشان نیست و هیچوقت قرعه به نامشان نمی افتد ، نتیجه ای جزء بداخلاقی فرهنگی به همراه نخواهد داشت . از طرفی امروز و در چنین فضایی دو چیز بلای جون تئاتر ما شده است. اول : کیفیت ، دوم: شورا . هر دو در ظاهر معنایی زیبا و ارزش مند دارند. انتخاب آثاری با کیفیت که حاصل یک خرد جمعی و نظر شورایی هستند. مسلما چنین انتخابی بسیار با ارزش است ولی متاسفانه آنچه شاهد آن هستیم چوبی به اسم کیفیت و نظر شورایی است که می توان با آن ، همواره دلخوشان به سیستمی قانون مند را به کنجی فرستاد و اگر نیاز به پاسخ نیز بود به بهانه نظر جمعی هیچ شخصی مسئولیت پاسخگویی را نپذیرد. جالب آنجایی است که گاهی چنان از کیفیت صحبت میشود که انگار در تمام سالن های نمایشی ما شاهکار به روی صحنه است! بله در چنین فضایی و با تکرار چندین باره آن حتی اگر برخی اظهار نظر ها به فضای رسانه ای هم منتقل نشود در محافل دوستانه منجر به آن می شود که نوک پیکان به سوی هنرمند گرفته شود در صورتی که اگر همه در یک شرایط عادلانه فرصت عرضه داشته باشند هیچگاه نیاز به تخریب و بدگویی نیست چون شرایط برای قضاوت عمومی مهیا می شود. به نظر می رسد برای احیای فضای فرهنگی تئاترمان باید در گام اول قبول کنیم که این مشکلات وجود دارد و در ادامه مسئولان برای اصلاح آن اقدام نمایند. همیشه اولین قدم در راه بهبودی این است که بیمار ، مریضی اش را قبول کند و در اینجا یاد حرف دوستی افتادم که می گفت: حتما تئاتر ما بیمار است که این همه دکتر دارد!
شورای انتخاب متون چهاردهمین جشنواره بينالمللي تئاتر دانشگاهی ایران معرفي شدند.
بنا بر نظر ستاد برگزاری جشنواره ، عبدالحي شماسي، شهرام زرگر ، شهرام کرمی ، میلاد اکبرنژاد و عباس اقسامی به عنوان شورای انتخاب متون چهاردهمین جشنواره بينالمللي تئاتر دانشگاهی ایران معرفی شدند.
گفتني است چهاردهمین جشنواره بينالمللي تئاتر دانشگاهی ایران با دبیری سید جواد روشن در بخش های : “مسابقه دانشجویان تئاتری” ، “مسابقه دانشجویان غیر تئاتری” ، “مدرسان دانشگاه” ، “پایان نامه های برگزیده” ، “تئاتر خیابانی و نمایش های میدانی” ، “نمایشنامه نویسی (جایزه اکبر رادی)” ، “پژوهش (جایزه دکتر ناظرزاده)” ، “نمایش های رادیویی” ، “نمایشنامه خوانی” و “پوستر و عکس تئاتر” ویژه دانشجویان و فارغ التحصیلان (بعد از خرداد 88) مراکز آموزش عالی سراسر کشور از 24 تا 31 اردیبهشت ماه 1390 در تهران برگزار می شود.
فراخوان چهاردهمین جشنواره بین المللی تئاتردانشگاهی ایران در 10 بخش ویژه دانشجویان و فارغ التحصیلان (بعد از خرداد 88) مراکز آموزش عالی منتشر شد.
سید جواد روشن دبیر چهاردهمین جشنواره بین المللی تئاتردانشگاهی ایران ٬ در مقدمه این فراخوان ضمن دعوت از همه اساتید و دانشجویان برای همکاری و حضور در این رویداد عظیم فرهنگی – هنری ، آورده است: بی شک این جشنواره ماندگار نمی شد و به امروز نمی رسید اگر تلاش اساتید ، دانشجویان ، مسئولان و برگزارکنندگان دوره های گذشته نبود و آنچه امروز به امانت در اختیار ما قرار دارد حاصل پیگیری و زحمت دوستانمان در سیزده دوره گذشته است که این جشنواره را به تثبیت و اعتبار رسانده اند ... و ما نیز با حفظ دستاوردهای گذشته سعی بر ارتقاء آن خواهیم داشت. وی در ادامه متذکر شده است: امروز جشنواره تئاتر دانشگاهی به مرحله ای رسیده است که نمی توان با اعمال سلیقه ها و اظهارات غیر کارشناسی ، حاشیه سازی های بی اساس و نامه های دستوری روند رو به رشد آن را متوقف کرد بلکه باید با استفاده از خرد جمعی و در یک فرایند منطقی ، علمی و سازنده گامی به جلو برداشت.
لازم به ذکر است چهاردهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران در بخش های : “مسابقه دانشجویان تئاتری” ، “مسابقه دانشجویان غیر تئاتری” ، “مدرسان دانشگاه” ، “پایان نامه های برگزیده” ، “تئاتر خیابانی و نمایش های میدانی” ، “نمایشنامه نویسی (جایزه اکبر رادی)” ، “پژوهش (جایزه دکتر ناظرزاده)” ، “نمایش های رادیویی” ، “نمایشنامه خوانی” و “پوستر و عکس تئاتر” ویژه دانشجویان و فارغ التحصیلان (بعد از خرداد 88) مراکز آموزش عالی برگزار می شود.
علاقه مندان برای اطلاع از شرایط و دریافت فرم شرکت در جشنواره می توانند به آدرس اینترنتی www.iifut.netمراجعه و یا با دبیرخانه جشنواره به شماره های 75و88895474 تماس بگیرند.
چهاردهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با دبیری "سید جواد روشن " و به همت اداره کل فرهنگی وزارت علوم ، تحقیقات و فن آوری از 24 تا 31 اردیبهشت ماه 1390 در تهران برگزار میشود.
برای مطالعه نسخه کامل فراخوان و اطلاع از شرایط شرکت در جشنواره می توانید بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
به بهانه اجرای نمایش "همه فرزندان خانم آغا"
چند روز پیش به دیدن نمایش "همه فرزندان خانم آغا" نوشته و کار حسین کیانی رفتم. بعد از دیدن نمایش کل مسیر برگشت به خونه رو به نمایش فکر می کردم و با همسرم در موردش حرف می زدیم. و تا الان هم که دارم این مطلب رو می نویسم لذت دیدنش رو در درونم حس می کنم. به نظرم تئاتر باید بتونه یا ما رو به خشم بیاره و ناراحت کنه و یا آروم کنه و به فکر ببره. خلاصه تئاتر باید یه تکونی در ما ایجاد کنه . اگه این اتفاق افتاد یعنی تئاتر دیدیم و تازه می تونیم در مورد حرف بزنیم و بگیم حالا کار خوبی بوده یا نه.بعضی وقت ها یه تئاتر حالمون رو خوب می کنه که شاید همون تذکیه نفس ارسطو باشه و گاهی هم به شدت ما رو به هم می ریزه و تا ساعت ها و یا شاید هم مدت ها با خودش درگیر می کنه.اینجا نمی خوام نمایش خانم آغا رو نقد کنم ( البته اگه حال و وقتی بود در مورد نمایش بیشتر می نویسم) ولی می خوام از تاثیر این نمایش و حسین کیانی بگم. فکر می کنم بیشتر کارهای حسین کیانی رو دیدم. به نظرم تئاتر امروز ما بدون حسین کیانی چیزی کم خواهد داشت.حسین کیانی عزیز از همین جا به تو تبریک و خسته نباشید می گم. خانم آغا نمایشی جذاب و نمونه ای بسیار خوب برای ایرانیزه کردن آثار خارجی است. کیانی به شکلی بسیار خلاق و هوشمندانه از مرغ دریایی و باغ البالو استفاده می کنه و نمایشی کاملا ایرانی خلق می کنه .نمایشی که هویتی مستقل دارد.تئاتر امروز ما به نویسندگان جوانی چون کیانی بسیار نیازمند است و چه خوب که کیانی هنوز دغدغه درام ایرانی دارد. با اینکه اثار کورش نریمانی و نادر برهانی مرند را نیز دوست دارم ولی همواره اثار ایرانی این دو نویسنده و کارگردان عزیز تئاترمان را بیشتر می پسندم تا زمانی که به سراغ فضاها و متون خارجی می روند. اجراهای برهانی مرند از ایبسن و میلر نیز دیدنی و جذاب بود ولی من برهانی مرند ایرانی نویس را بیشتر دوست دارم و خوشحالم که حسین کیانی هنوز از سبک و سیاق خودش و متون ایرانی خارج نشده. کیانی امروز سبک خودش را در نویسندگی دارد. علاقه او به فرهنگ و زبان ایران قدیم خصوصا دوره قاجار در خور توجه است و نشان می دهد که آن فضا را خوب می شناسد. نمی دونم این تعبیر چقر درسته ولی در جایی گفتم همان طور که خدا بیامرز علی حاتمی زبان خاصی در نوشتن داشت و اثار او همه رنگ وبوی خاص و ایران قدیم را دارد ٬ حسین کیانی نیز در تئاتر دارای سبک خودش شده است و می رود تا حاتمی تئاتر باشد. در اینجا به همه دوستانی که این پست رو می خونند توصیه می کنم که دیدن این نمایش رو از دست ندهند و برای حسین کیانی عزیز نیز ارزوی سلامت و موفقیت دارم.
نگاهی به رقابتی و یا غیر رقابتی بودن جشنواره تئاتر فجر
سید جواد روشن - نحوه برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر فجر از اولین سال برگزاری در سال 61 که البته هنوز بین المللی نبود تا دوره بیست و هشتم در سال 88 با نوساتات و تغییرات مختلفی همراه بوده است . یکی از این موارد رقابتی یا غیر رقابتی بودن جشنواره است که همواره موافقان و مخالفانی داشته و دارد. قبل از هر چیز بهتر است نگاهی داشته باشیم به این تغییرات از ابتدا تا امروز.
سال هایی پر نوسان
اولین دوره جشنواره تئاتر فجر در سال 61 و به دبیری طاها عبدخدایی و به صورت رقابتی برگزار شد. این روند تا سال 64 به همین منوال ادامه داشت. در سال 65 و با حضور علی منتظری در ریاست مرکز هنرهای نمایشی وی به عنوان دبیر جشنواره تغییراتی را در ساختار جشنواره اعمال کرد ولی کماکان بخش مسابقه در جشنواره وجود داشت. در واقع از سال 65 تا 67 ( سه دوره از جشنواره ) شاهد رقابت در بین گروه های شرکت کننده در جشنواره بودیم. در سال های 68 و 69 علی منتظری این جشنواره را به صورت غیر رقابتی و با عنوان جشنواره جشنواره ها برگزار کرد ولی از سال 1370 و با بین المللی شدن جشنواره بار دیگر و با مدیرت علی منتظری ، جشنواره تئاتر فجر به صورت رقابتی برگزار شد. در سال 71 و همزمان با دوره یازدهم جشنواره حسین جعفری دبیر جشنواره شد و این دوره به صورت غیر رقابتی برگزار شد ولی در سال های 72 و 73 که حسین فرخی دبیر جشنواره بود این جشنواره مجددا به صورت رقابتی برگزار شد با این توضیح که دوره سیزدهم ( 73) هیچ برگزیده ای نداشت. در سال 74 محمود عزیزی و سال 75 رحیم نجفی برزگر مسئولیت دبیری جشنواره را بر عهده داشتند و در این سال ها جشنواره به صورت رقابتی برگزار شد. در سال 76 و با حضور حسین سلیمی در ریاست مرکز هنرهای نمایشی وی دبیر جشنواره شد و در طی دوران مدیریتش یعنی سال های 76 و 77 جشنواره رقابتی بود. در سال 78 مجید شریف خدایی بر کرسی ریاست مرکز نشست و تا سال 82 به مدت 5 سال هدایت جشنوراه را نیز بر عهده داشت و تمام این دوره ها به صورت رقابتی برگزار شد. در سال 83 خسرو نشان به عنوان رئیس مرکز معرفی شد و این بار بر خلاف سال های گذشته که معمولا رئیس مرکز، دبیر جشنواره نیز بود ، وی دبیری جشنواره را به فرهاد مهندس پور سپرد و بار دیگر جشنواره غیر رقابتی شد و تغییراتی در نحوه برگزاری جشنواره به وجود آمد. در این سال این ایده مطرح شد که جشنواره باید محلی باشد از اجرای آثاری که در طول سال اجرای عموم داشته اند. حرفی که موافقان بسیار و البته مخالفانی داشت. شاید به توان گفت مهمترین تغییری که از آن سال اتفاق افتاد این نکته بود که دبیری هر دوره به یک فرد سپرده شد و دیگر رئیس مرکز دبیر جشنواره نبود. دوره ریاست خسرو نشان چندان طول نکشید و وی به سرعت ( در سال 84 ) جای خود را به حسین پارسایی داد . در همان سال حسین مسافر آستانه به عنوان دبیر معرفی شد و با اینکه جشنواره غیر رقابتی بود ولی انجمن نمایش اقدام به داوری آثار کرد و برگزیدگانی را معرفی نمود! در سال 85 و با دبیری سعید کشن فلاح بار دیگر این روش اعمال شد . در سال 86 مجید سرسنگی دبیر جشنواره تئاتر فجر شد و بار دیگر شاهد تغیراتی در جشنواره تئاتر فجر بودیم. ظاهرا طرح سرسنگی برای جشنواره تئاتر فجر طرحی سه ساله بود و قرار بود وی برای سه دوره متوالی دبیر جشنواره باشد که این اتفاق رخ نداد و حتی اختلافاتی میان سرسنگی و حسین پارسایی به عنوامن رئیس مرکز آغاز شد. در این دوره جشنواره تئاتر فجر با شعار تئاتر برای همه شکلی گسترده به خود گرفت و شکل جدیدی از رقابت مطرح شد. مسابقه بین الملل عنوانی بود که در این دوره مطرح شد و هیاتی متشکل از داوران ایرانی و خارجی آثار این بخش را که شامل گروه های ایرانی و خارجی بود قضاوت کردند. در سال 87 بار دیگر حسین مسافر آستانه دبیر جشنواره شد . قالب کلی جشنواره بر اساس اسکلت دوره بیست و ششم بود ولی کمی کوچک تر و همراه با تغییرات ولی عنوان مسابقه بین الملل همچنان برقرار ماند تا رقابت همچنان وجود داشته باشد. در سال 88 حسین پارسایی که گمان می کرد آخرین سال حضورش در مرکز هنرهای نمایشی باشد خود دبیری جشنواره را بر عهده گرفت و همان مسیر را با لحاظ برخی تغییرات کوچک ادامه داد . در این دوره مسابقه بین الملل شکلی متفاوت پیدا کرد و این بار شورای انتخاب آثار جشنواره بود که از میان متقاضیان برای حضور در بخش های مختلف ، گروه هایی را برای شرکت در مسابقه بین الملل انتخاب می کرد و دیگر خود گروه ها تقاضای مستقلی در این خصوص نداشتند. این شیوه در این دوره ( جشنوراه بیست و نهم نیز ) اعمال خواهد شد.
مرور آنچه گفته شد نشان می دهد جشنوراه تئاتر فجر همواره با تغییرات مختلفی روبرو بوده است و برگزاری جشنواره بین رقابتی و یا غیر رقابتی بودن در نوسان بوده است.
ادامه مطلب
تالار مولوی پلمپ شد. این خبری بود که دیروز منتشر شد و گوش به گوش پیچید. دیروز وقتی برای اولین بار این خبر رو شنیدم واقعا متعجب شدم. تا لحظه ای گیج بودم تا بتونم معنی این حرف رو درک کنم. یعنی چی که یک تالار نمایشی پلمپ شد؟ کسی دلیل این کار رو نمی دونست. وقتی به سایت های خبری مراجعه کردم آنجا هم هیچ دلیل مشخصی برای این کار عنوان نشده بود و ظاهرا هیچ کس پاسخگو نبود. برخی وضعیت نامناسب مراجعه کنندگان به این تالار از لحاظ حجاب را به عنوان دلیل پلمپ شدن تالار مولوی قید کرده بودند که اصلا قابل قبول نیست.مگر می توان یک جای عمومی و دولتی رو به این دلیل پلمپ کرد. این کار درست مثل اینه که دانشگاه تهران یا یک اداره و یا سازمان رو به خاطر حجاب نامناسب مراجعه کنندگان پلمپ کنند. آیا همیچین اتفاقی قابل باوره؟ اگر مشکل حجاب عده ای مطرح باشه خوب می شه از ورود آنها جلوگیری کرد و یا تذکر داد . از قدیم گفتن به خاطر یه بی نماز در مسجد رو نمی بندن . کسی علم و فرهنگ و هنر رو نمی تونه به این دلایل متوقف کنه بلکه باید برای موارد نامناسب چاره ای اندیشید و این دلیل مناسبی برای بستن یک تالار نیست. به نظر من این کار دلیل دیگری داردکه ظاهرا فعلا کسی از آن خبری نداره.هرچند گفته میشه این کار یک مسئله درون دانشگاهی و اختلاف بین مدیران دانشگاه تهران و جهاد دانشگاهی است . به هر حال امیدوارم هر چه زودتر این مشکل حل بشه و به زودی خبر شروع فعالیت تالار مولوی رو بشنویم و آقایان مدیر هم توجه داشته باشند که تالاری مثل تالار مولوی متعلق به دانشجویان و هنرمندان و اساتید تئاتر است و یک مکان و ملک شخصی نیست که یک مدیر بخواهد با نظر شخصی در آن را ببندد. تالار مولوی جزئی از تاریخ تئاتر کشور است و خاطره هنرمندان و اجراهای مختلفی را با خود به همراه دارد.
برای خواندن یادداشت وبلاگ جزیره در کهکشان درباره پلمب تالارمولوی می تواند اینجا را کلیک کنید.
همچنین برای خواندن بیانیه جمعی از اهالی تئاتر در محکوم کردن پلمپ تالار مولوی می توانید اینجارا کلیک کنید.
اول باید تشکر کنم از ایرج محرمی که لطف کرده و برای من کامنت گذاشته. ممنون که این مطلب رو خوندی و اصلا نمی دونستم که تو هم خواننده این وبلاگ هستی و نمی دونم که از کی به این وبلاگ سر می زنی ولی خوشحالم که تو هم نظرات خودت رو به من گفتی. البته تو در یک کامنت خصوصی نکاتی را برای من نوشته بودی که نمی دونم چقدر از اونها را اجازه دارم که بازگو کنم؟ ( البته خوانندگان محترم خیلی تصورات خاصی نداشته باشند چون در کل حرف های ایشان خیلی هم جنبه خصوصی نداشت و من به رسم احترام گفتم که نمدونم تا چه میزان اجازه دارم و اگر خود ایشان تمایل داشتند این کامنت رو منتشر می کنم.) و حالا چند نکته در پاسخ به ایرج محرمی عزیز:
1) هدف من از نوشته " وقتی اخلاق فراموش می شود" همان طور که گفتم بیشتر یک احساس از وضعیت موجود بود که ترغیبم کرد تا بنویسم و به هیچ عنوان این مطلب را در مورد شما و یا دیگری به طور خاص ننوشتم بلکه منظورم جو عمومی بود.
برای خواندن ادامه این نوشته بروی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
در روزهای پایانی سال گذشته ٬ نشستی با عنوان آسیب های تئاتر دانشگاهی بر گزار شد. حرف و سخن درباره این نشست و حرف هایی که در ان رد وبدل شد بسیار است و خود من نیز از جمله افرادی بودم که در این نشست لب به اعتراض گشودم. اعتراضی که هر وقت به آن فکر می کنم ٬کلیت و محتوای ان را قبول دارم ولی به نظرم در شیوه بیان کمی عجولانه و غیر حرفه ای عمل کردم که شایدناشی از هیجان بود و به نظرم باید بر هیجانات خود غلبه می کردم و حرفه ای تر رفتار می کردم. به هر حال در این نوشته قصد ندارم به عملکرد و حرف های خودم در آن نشست بپردازم و یا حتی حرف های مطرح شده در انجا را تکرار کنم که در صورت تمایل می توانید گزارش کامل ان را در خبرگزاری ایسنا پیدا کنید. آنچه می خواهم به آن اشاره کنم بحث بر سر مافیای تئاتر دانشگاهی و ... بود که اتفاقا من نیز گفتم هر وقت تئاتر حرفه ای ما پاک و خارج از روابط عمل کرد و هر وقت حلقه بسته و محدود مدیران شکسته شد ٬ تئاتر دانشگاهی نیز رو به سلامت خواهد رفت که البته در این مورد نیز حرف های زیادی می توان زد ولی به راستی این مافیا (مافیای تئاتر دانشگاهی ) چیست و از کجا بوجود امده است؟ چرا دوستان منتقد به صراحت و شفاف سخن نمی گویند. چرا در وبلاگی با عنوان تئاتر دانشگاهی که منتقدانه سخن می گوید و حتی اتهام هایی را نیز به دیگران می زند ما با هیچ نام حقیقی ای به عنوان نویسنده بر نمی خوریم؟ ( البته برخی آن را به شخص خاصی نسبت می دهند) از چه نگران هستیم و می ترسیم که از پشت نقاب سخن می گوییم؟ و همان طور که در پست قبلی اشاره کرده بودم چرا عادت کرده ایم که حرف و عملمان یکی نباشد. زدن خنجر از پشت چه لطفی دارد؟ متعجبم که چرا همه ما با اسم حمایت از تئاتر دانشگاهی متاسفانه با رفتارهای غلط بیشتر آن را تضعیف می کنیم. این روزها در دانشگاه ها ٬ دانشجویان یاد همکلاسی های دربند خودشان را گرامی می دارند و....... ( از انجایی که این وبلاگ سیاسی نیست در این خصوص حرف زیادی نمی زنم ) اما در اینجا عده ای به دنبال رسیدن به کرسی دبیری جشنواره تئاتر دانشگاهی هستند و متاسفانه به هر قیمت. به راستی این همه ولع رسیدن به این مقام برای چیست؟ حتما خدمت! ما به عنوان قشر فرهیخته و دانشگاهی٬ گاها دولت و سیستم مدیریتی آن را نقد می کنیم و معتقدیم که رسیدن به هدف به هر قیمت مجاز نیست ولی دقیقا همان الگو و رفتار را در پیش می گیریم. با این روش و نگاه چه چیزی برای ارائه به مخاطبان خود خواهیم داشت. نفی زور با توسل به زور!
امروز شنیدم که بنا به دستور برخی آقایان ٬ پرداخت مطالبات جشنواره تئاتر دانشگاهی توسط دانشگاه تهران با کندی و مشکل همراه شده است که می توانست دلایل مختلفی از جمله نداشتن بودجه باشد ولی بسیار متعجب شدم وقتی شنیدم ظاهرا برخی دوستان که به دنبال دبیری جشنواره چهاردهم هستند و به خاطر مشکلات و اختلافات شخصی با دبیر فعلی و شاید عدم حمایت وی از ایشان و... شبهاتی را مطرح کرده اند که باعث شده تا پرداخت ها با تاخیر صورت گیرد و..... متاسفانه این دوستان فراموش کرده اند که بسیاری از دوستانشان مطالباتی از جشنواره دارند و با یک خودخواهی و تنها توجه به منافع شخصی ٬ به راحتی حقوق دیگران را با مشکل روبرو کرده اند. با متهم کردن یکدیگر و تشکیل دسته و گروه و باند و..... به چه چیز خواهیم رسید؟ هر دولت و یا تشکیلاتی با فرض اینکه هدف و خواسته اش خیر خواهانه باشد ولی ابزارش سلامت نباشد و اخلاق محور حرکت نکند راه به جایی نخواهد برد. برای رسیدن به دموکراسی نمی توان از زور و استبداد کمکی گرفت. هر پدیده ای که خارج از اخلاق گرایی تولید شود در خودش بی اخلاقی و فساد ایجاد خواهد کرد. اگر می گوییم فلانی بد و یا خوب است بیائیم و این حرف را بدون در نظر گرفتم منافع شخصی خود مطرح کنیم. دوستانی که می گویند خانه تئاتر دانشگاهی بد است و...... با چه هدفی این حرف را میزنند؟ چون خودشان در آنجا دستی ندارند بد است؟ اگر به عملکرد یک شخص ایراد داریم خیلی شفاف و صریح درباره همان موضوع صحبت کنیم نه اینکه یک کلیت را زیر سوال ببریم.
شاید کمی پراکنده نوشتم. نمی دونم . ولی اینو می دونم که از شنیدن و دیدن برخی از این اتفاقات واقعا ناراحت می شم ( راحت ترش اینه که حالم به هم می خوره) . نیرویی از درون تحریکم می کرد که بنویسم و نوشتم و کلی حرف نانوشته هم موند روی دلم. ولی واقعا با این روش ها چیزی به داشته های تئاتر دانشگاهی اضافه میشه؟
روزگار سختی است. روزگاری که آدم ها چیزهای دیگری می گویند ولی به گونه ای دیگر عمل می کنند. دیگر یکی بودن حرف و عمل نشانه بزرگی و مردی نیست. چاپلوسی ٬ دروغگویی ٬ تملق و خیلی از صفاتی که تا دیروز انها را بد می دانستیم امروز به یک ویژگی تبدیل شده است و متاسفانه گاهی از افرادی که دارای چنین صفاتی هستند به عنوان افراد با سیاست نام برده می شود! شنیده بودم که آخر الزمان جای بد و خوب عوض می شود ولی نمی دانستم به آخر الزمان نزدیک شده ایم. چند روز پیش به دیدن دوستی رفته بودم که از قضا بازیگر نمایش آخر من (قتل آقای کاف) هم هست. از وضعیت اجرا پرسید و گفتم که هنوز تکلیف معلوم نیست و گفتم که نامه ای به ایرج راد ( به عنوان مدیر عامل خانه تئاتر) نوشته ام و تمام اتفاقات را برای وی شرح داده ام تا فردا روزی نگویند اعضا ما را از حال خود مطلع نمی کنند و... و ان دوست عزیز گفت به نظرت ثمری دارد؟ فکر نمی کنی وضعیت را پیچیده تر می کند؟ و ادامه داد : آیا می دانی که یک قانون نانوشته در مرکز هنرهای نمایشی وجود دارد که اگر کسی بر علیه ایشان مصاحبه کند تا سه سال به او اجرا ندهند و....قبلا هم چنین چیزی شنیده بودم. گفتم خوب تکلیف چیست ؟چه کنم؟ سکوت کنم که مبادا آقایان رنجیده خاطر می شوند؟من نسبت به خودم و گروهم مسئولم و چیزی بیشتر از حقم را نمی خواهم . طلب زوری از کسی نمی خواهم .
این روزها مدام با خودم مرور می کنم که کجای کارم اشکال دارد؟ چرا نمی توانم مثل دیگران برای گرفتن یک اجرای ساده و ناچیز مدام خودم را کوچک کنم و گردن کج کنم. چرا قبول نمی کنم که حقی در کار نیست که من به دنبال آن هستم. از نظر انها ما حقی نداریم . هر چه هست لطف ایشان است ! واقعا چه روزگار جالبی است که برخی از دوستان پز روشنفکری و اپوزوسیون دارند و مدام خود را در جایگاه منتقد قرار می دهند ولی بیشترین رانت ها را دارند و از امکانات استفاده می کنند و تازه دیگران را نیز متهم می کنند که شما چه و چه هستید. آری فراموش کردم که آخر الزمان نزدیک است.
